اندیشه

فرهنگی، ادبی، تاریخی، هنری، طنز

اندیشه

فرهنگی، ادبی، تاریخی، هنری، طنز

اندیشه

درباره مدیر:
میر حسین دلدار بناب
متولد 1346 بناب مرند
پژوهشگر

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱ آذر ۹۶، ۰۱:۰۹ - محمد
    ریدی
پیوندها

باز خوانی یک مطلب نه چندان مشکل!

چهارشنبه, ۹ بهمن ۱۳۹۲، ۰۷:۱۴ ب.ظ


برای آوردن نوشته ی زیر چند نکته را در نظر داشتم که به آن ها اشاره می کنم؛ یکی این که بانوان صاحب ذوق در کشور ما کمتر شناخته شده اند، و از دلایل معلومش اینکه جامعه ی مردسالار و شناخت بسیار سطحی از مقوله ی دین و محروم کردن نیمی از جامعه از حق مسلم و حقوق قانونی و طبیعی خود با تفسیر به رأی از دین... نگاه غلط به انسان و تقسیم جنسیتی آن به دو تیپ حاکم و محکوم  و قوی و ضعیف _ زنان در جوامع مردسالار همیشه ضعیفه نامیده شده اند _ و بسیاری نکات دیگر که مجال فراخ برای طرحشان لازم است، مجال برای تعلیم و تربیت و ترقی نیمی از جامعه را به راحتی سلب کرده است.

دیگر این که عصر ناصری و چهره ی تاریک آن عنصر سفاک و از خود راضی و کم ظرفیت یعنی جناب ناصرالدین شاه _ اسم بسیار بی مسمی ( یاری کننده ی دین) _ به درستی شناخته نشده است و بازخوانی و بازنویسی دقیق و مبسوطی را می طلبد. سلطان صاحبقرانی که کمترین جرمش کشتن شریف ترین مرد روزگارش یعنی امیر کبیر بود و به اسارت و بردگی بردن زنان و کودکان مردم در ازای مالیات های سنگینی که وضع شده بود و بسیاری از مردم فرودست از پرداختش عاجز بودند و خوش ترین  و بهترین نمره ی کارنامه ی تباه و سیاهش بخشیدن افغانستان و ترکمنستان و بلوچستان به انگلستان و روس بود، طبق معاهده های ننگین پاریس و آخال و گلداسمیت!!! و بستن قراردادهایی که هنوز هم مردم این مرز و بوم تاوانش را می دهند!!! با این اوصاف کشتن یک زن صاحب ذوق و دگراندیش نباید کار مشکلی بوده باشد!!!

البته حاج سیاح در کتاب خاطرات خود و حاج زین العابدین مراغه ای در کتاب سیاحت نامه ی ابراهیم بیگ به گوشه ها و زوایای چندی از این عصر تاریک و سراسر اختناق اشاراتی کرده اند، عصری که کمترین جرم روزنامه خواندن کشته شدن به دست خود شاه بود. ( رجوع کنید به جلد اول تاریخ مشروطیت دکتر ملک زاده ) برشمردن خبط و خطاهای ریز و درشت سلطان شهید مجالی به وسعت پنجاه سال حکومت ویرانگر و دل آزار وی می طلبد که به آینده و آیندگان حوالت می شود!

سه دیگر برگرفتن سبک مولوی و به درستی از عهده ی کار بر آمدن قرة العین می باشد، که شاهد مدعی در ذیل همین مطلب آورده می شود.

... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!!!


زرین تاج برغانی قزوینی،معروف به قرة العین یا طاهره،دختر حاجی محمد صالح برغانی قزوینی،در سال 1195 هجری شمسی مطابق با 1816 میلادی درقزوین به دنیا آمد. او مقدمات علوم را به همراه خواهرش مرضیه نزد پدرش آموخت. بعد به تحصیل فقه و اصول و کلام و ادبیات عرب پرداخت. سپس آثار شیخ احسایی و سید رشتی را مطالعه کرد . عقاید سید رشتی بسیار روی او تاثیر گذاشت.تا آنجا که او تصمیم گرفت به کربلا برود و سید را ملاقات کند. دو پسر و یک دخترخود را به شوهرش که پسر عمویش هم بود،سپرد و به کربلا رفت. اما چون به آنجا رسید،سید درگذشته بود.در آن هنگام قرة العین 29 سال داشت . سپس از آنجا به بغداد رفت و بعد از آن در سال 1225 خورشیدی( 1846 میلادی ) به دستور سلطان عثمانی به ایران بازگشت و به قزوین رفت.یکسالی در آنجا بود تا که پدرش و پدر شوهرش به دست پیروان باب کشته شدند و او مجبور شد به تهران برود. بعد به همراه عده ای از یارانش به دشت " بدشت" در هفت کیلومتری شاهرود رفت و در انجمنی که درآنجا بر پا شده بود،بی پرده در برابر حضار نمودار شد و به سخنرانی پرداخت و غوغایی به پا کرد و از آنجا به تهران بازگشت. بعد از مدتی به قزوین رفت تا بعد از کشته شدن باب او را دستگیر کردند و به تهران آوردند و زندانی کردند . بعد از حادثه ی تیراندازی به ناصرالدین شاه ، در سال 1231 خورشیدی ( 1852 ) درحالی که فقط 36 سال داشت، به دستور شاه و وزیرش در باغ ایلخانی کشته شد.

قرة العین زنی صاحب قلم، شاعر و سخنران بود. آلوسی ، مفتی بغداد در ترجمه ی حال او می گوید:" من در این زن فضل و کمالی دیدم که در بسیاری از مردان ندیده ام. او دارای عقل و استکانت و حیا و صیا نت بسیار بود. "
قرة العین در ایران نخستین زنی بود که به خلاف رسم و عرف زمانه بی حجاب در برابر مردان ظاهر شد و با علما و رجال به بحث و مجادله پرداخت.اکثرآثار نظم و نثر قرة العین از میان رفته است و فقط تعدادی نوشته های پراکنده و نامه به خط خودش برجای مانده است. چند غزل نیز از وی باقیمانده است .



چند نمونه از آنها را در زیر می آ ید:

تو و ملک و جاه سکندری، من و رسم و راه قلندری
اگر آن خوش است تو در خوری ، وگر این بد است مرا سزا
----------------------------------------
در ره عشقت ای صنم ، شیفته ی بلا منم
چند مغایرت کنی ؟ با غمت آشنا منم
پرده به روی بسته ای، زلف به هم شکسته ای
از همه خلق رسته ای، از همگان جدا منم
شیر تویی ، شکر تویی، شاخه تویی، ثمر تویی
شمس تویی، قمر تویی، ذره منم ، هبا منم
نخل تویی ، رطب تویی ، لعبت نوش لب تویی
خواجه ی با ادب تویی، بنده ی بیحیا منم
کعبه تویی ، صنم تویی، دیر تویی، حرم تویی،
دلبر محترم تویی ، عاشق بینوا منم
شاهد شوخ دلربا گفت به سوی من بیا
رسته ز کبر و از ریا ، مظهر کبریا منم
طاهره خاک پای تو ، مست می لقای تو
منتظر عطای تو ، معترف خطا منم
----------------------------------------
گر بتو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام
کوچه به کوچه، در به در،خانه به خانه،کو به کو
دور دهان تنگ تو ، عارض عنبرین خطت
غنچه به غنچه ، گل به گل ، لاله به لاله ، بو به بو
می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام
دجله به دجله، یم به یم،چشمه به چشمه،جو به جو
مهر ترا دل حزین بافته بر قماش جان
رشته به رشته ، نخ به نخ ، تار به تار، پو به پو
در دل خویش"طاهره"گشت و نجست جز تو را
صفحه به صفحه، لا به لا، پرده به پرده ، تو به تو

  • میر حسین دلدار بناب

نظرات  (۹)

  • شاعرشنیدنی ست
  • سلام ممنون از پست خوبتون که مثل همیشه مفید بود/متاسفانه حق با شماست و خیلی از بزرگ زنان ایران ناشناخته موندن و تاسف بیشتر برای اینکه خیلی ها که در جهت احقاق حق زنان تلاش می کنن از محدودیت هایی که تو عرصه های فرهنگی اجتماعی برای خانمها هست غافلند و همه حواسشونو دادن به اجباری بودن حجاب زن و راجع به مسائل دیگه معمولا کمتر کسی حرف می زنه
    ممنون از شما
    به روزم
    پاسخ:

    ... و آمدنتان برایم عزیز است به سان مهمانی که قدم روی چشمانت می گذارد و خانه ات را چراغان می کند.

    ممنونم از لطف همیشگی تان/

  • گرگرلی آراز
  • سلاملار آمیر حوسین جنابلاری

     

    عذر سیز جنابدان ایسته یره م من اوچ سوالیزدان - سوزوزدن  سیزیله مخالیفم !!اما سیزین بویوکلوغوزا - بولماقیزا -  بو حیطه یه مالیک اولماغیزا  واقیفم و بونا اعتیراف ائدیره م !!1-آروادلاری نه قدر ائله صاندیق دا ساغلاسان او قدر باشین راحاتدی !!2- قاجار دووره سی  گوزل دووره اولوب  هر سوز - ایش - باشلانیجیق ین اولی  اوردان باشلانیب  تکجه  او دووره بیر امیر کبیر دئیل مینلر دانا  امیر کبیر  او دووره ده وجوده گلدی!!! 3- طاهره خانیم دا کی الله تقصیراتیندان گئشسین معلومدی  هله  اوستوندن  آزی ایکی یوز ایل سوووشور  هله اونون عقیده سین من جور !!آداملار قبول ائده بیلمیللر  یادا قبول ایلییه بیلمه زلر!!! 

    پاسخ:

           سلاملار

    ... واللاه نه دئییم حاجیلارا سؤز دئمک اولماز کی!!!

    اونلار شئیطانا داش آتیبلار!!!

    دونیانیندا داشین آتیبلار!!!

    یالنیز فیکری ذیکریلری او بیری دونیادی!!!

    سیز بیزیم بؤیوگوموزسوز حاج آقا.

    سالاملار دلدار بئی

    بیرسوال منه قاباغا گلیر کی بویورسوز ترکمنستانی آذر بایجانی ازبکستانی آیردیلار به یه ایران فارسلارین دئیر اولارین بیردا قالماقلاری نین هیچ یاخجی لیقی یوخودی باخخخخخخخخ اوزوده بیلیرسیزدا تورکلر بی فرهنگدیرلر آدام اولدورندیلر قالسایدی ایندی بو متمدن فارس قارداشلاریندا خاراب ائله میشدیلار جانیم

    قره ت العین خاتینین وارلیقی انسانلیق عالمینه بیر شرف کیمیدیر  حاللی باللی شعیرلری حال اهلینه بالدان شیرین گلیر

    چوخ ساق اولون دئیرلی و حورمتلی قارداشیم  هممشه کی کیمین گوزلدیر گوزل
    پاسخ:

    سلاملار

    عزیز ائلچی بئی دئییردیم قالسایدی یئنه ایختیلاسچیلارا بیر آز آرتیق یئمک یئری چیخاردی!!!

    آیری نظریم یوخودو  حاج کئفلی ایسکندرین گئدییی بئیت حاققی.

    ... اشی به سن نییه هر زادی بیر سؤز ائله ییرسن؟؟؟!!!

    باغریما باسیب اؤپورم سنی.

    سلاملار آ میر حوسین جنابلاری

    -------------
    منم فارسی می نویسم_( کاش که این هنر زیبای نوشتنتون رو هم واسه متن های ترکی هم صرف کنید و متن ترکی رو هم به همین زیبای بنویسید و ما از خوندش لذت ببریم)

    بی ادبی نباشه صرفا از سر دوست داشتن گفتم ...


    بسیار زیبا بود ، البته در مورد دیدگاههای اجتماعی این بانوی ادیب حرف و حدیث فراوان است ، اما با شما موافقم که کلام او نظیر مولاناست ، به واقع این دو غزل انتهایی را وقتی میخوانی احساس میکنی دیوان شمس را ورق میزنی !
    یادش گرامی باد 
    شاد باشید
    پاسخ:

    سلام

    ممنونم یا شیخ ابتدایی و نهایی!

  • علی ابراهیمی راد
  • سلام استاد بزرگوار از اینکه وارد بحث برابری انسانها فارغ از جنسیت و دین و مذهب شده اید بسی جای خوشحالیست. تنها دو شعر از طاهره برابر است، با هزاران شعر بی محتوا.  
    پاسخ:

    سلام

    ممنونم از نظر زیبا و دقیقتان.

  • ولی محمد پور
  • وقتی جامعه همیشه ما را سرزنش می کند و ما را نمی بیند و جز نصیحت های خشک و خالی چیزی عاید ما نمی شود خود نوازی و به قول شما لیلی به لا لای خود بهترین راه حل است.

    پاسخ:

           سلام

    ...یک شوخی دوستانه بود جدی نگیرید.

    سلام. وبلاگ خوبی دارید. از آشنایی با شما خوشوقتم.
    خوشحال میشم سری هم به وبلاگ اینجانب برنید و نظرتونو در مورد نوشته هام بفرماوئید.
    منتظر حضور گرم شما هستم.
  • دوکتور جئری
  • با طلب آمرزش به روح شاه شهید، اگر قره‌العین اینک زنده می‌بود ما مردمان به کمک شاه شهید باز ایشانرا می‌کشتیم.

     

     

    پاسخ:

    سلام

    حاق سیزینندی!

    من نه دئییم؟!!!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی