اندیشه

فرهنگی، ادبی، تاریخی، هنری، طنز

اندیشه

فرهنگی، ادبی، تاریخی، هنری، طنز

اندیشه

درباره مدیر:
میر حسین دلدار بناب
متولد 1346 بناب مرند
پژوهشگر

بایگانی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱ آذر ۹۶، ۰۱:۰۹ - محمد
    ریدی
پیوندها

۳ مطلب با موضوع «ادبیات پیامکی» ثبت شده است

۰۳
شهریور


ادبیات پیامکی (3)

یکی دیگر از کارکردهای بسیار مهم ادبیات پیامکی به اشتراک گذاری افکار و اندیشه ها، احساسات و عواطف، یافته های ذوقی و ذهنی، نکات طنزآمیز و طعنه آمیز، هزلیات و هجویات، تذکر و هشدارهای سیاسی و اقتصادی و اخلاقی و اجتماعی و ...می باشد که با توجه به سرعت انتشار این یافته ها و بافته ها حائز اهمیت است.

 دایره ی تعامل در هیچ نوع ادبی به اندازه ی ادبیات پیامکی گسترده و عمومی نمی باشد، اگر در آفرینش های ادبی و هنری دیگر خالق اثر در اصل به عنوان منشا و مبدا اثر طیف خاصی از مخاطبان را در نظر دارد و رویکردی دو طرفه حاکم است، در این نوع ادبی خالق اثر خود را کنار می کشد و روند سیر اندیشه از طریق سایر مردم دست به دست می شود، یعنی به عبارت دیگر در اینجا آفریننده به دنبال انتشار اثرش از طریق مراکز رسمی پخش و نشر نسیت و پیام به شیوه ای بسیار سهل و آسان به مخاطبان که عموم مردم از هر طبقه و طیف فکری هستند، انتقال می یابد!

در ادبیات پیامکی حتی کسانی که نقشی در خلق اثر ندارند، با اشتیاق تمام به انتشار آن کمک می کنند چرا که احساس می کنند این سخنان از زبان آن ها گفته شده است و گاه اتفاق می افتد که با اصرار از دیگران می خواهند که پیامک دریافتی را به دیگران نیز ارسال کنند و در امر انتشار و اشاعه ی، خبر یا ایده یا اتفاقی خاص مشارکت نمایند، چنان به دریافت کنندگان تذکر می دهند که ارسال به دیگران فراموش نشود و یا مشخصا عدد خاصی را برای ارسال پیشنهاد می دهند مثلا به ده نفر ارسال شود یا عددی کمتر و بیشتراز رقم مذکور را اعلام می نمایند!

لذت کشف که یکی از بنیادی ترین و شعف آورترین کارکردهای عرصه ی ادبیات هر ملتی است، در این نوع بخصوص از حالت کشف فردی گذشته و جنبه ی عمومی می یابد و آن چنین است که وقتی فردی به نکته ای ظریف و چند لایه و ایهام گونه و کنایه خیزدر خلال متنی یا بیتی برخورد می کند و به کشف آن نایل می آید، با ارسال آن به دیگران، آنان را نیز در لذت کشف خود سهیم می نماید.

... و چنین است که زیبایی های فرهنگ و ادبیات بار دیگربازکاوی و بازیابی و بازخوانی شده و جنبه ی عام می یابد و این خود بدل به نوعی بازآفرینی هنری و ادبی می گردد و از این طریق کمک شایانی به ارتقای ذوقی و ذهنی افراد جامعه به عمل می آید.

طبیعی است که با پرورش و ذوق و ذهن افراد هر جامعه ای، روح جمعی افراد آن جامعه لطیف تر شده واز انعطافی معنی دار برخوردار گردد و این دستاورد کم و کوچکی نیست.

چنانکه اشاره رفت همچنانکه یکی از کارکردهای کاربردی ادبیات پیامکی سهیم شدن لذت کشف با دیگران است، کارکرد مهم کاربردی دیگر این نوع ادبی ارسال انرژی مثبت برای افراد از طریق سخنان و کلام بزرگان حوزه ی فکر و علم و اخلاق و دین و هنر و عرفان می باشد.

افراد با ارسال جملات و عباراتی که حاوی انرژی مثبت فراوانی است، سعی در تزریق این انرژی سهل الوصول در دل و جان دیگران می نمایند که باز با توجه به سرعت انتقال و انتشار این نوع ادبی منحصر به فرد می باشد.

البته ارسال انرژی مثبت انحصارا از طریق سخنان بزرگان انجام نمی گیرد بلکه گاهی تنها کافی است که عباراتی مانند؛ روز خوش دوست عزیزم، خواب های خوش ببینی عزیزم، ایام به کام، لبانت پرخنده باد، تو منحصر به فردترین دوست منی، زنده باشی جوانمرد، خدا از مشدی گری کمت نکند و...از طریق دوستان به همدیگر ارسال شود که اثرات روحی و روانی آن فی الفور نمایان می شود.

در این زمینه تیپ های مختلف اجتماعی عملکردهای متفاوتی دارند و هر کسی به فراخور ظرافت های روحی و ذوقی و ذهنی و اخلاقی و... خود به ارسال لطایف و سخنان هزل آمیز و ای بسا حاوی هجوهای ملایم می پردازد و دل و روح و جان دوستان را می نوازد!!!  

نمونه ای چند از این دست پیامک ها؛

لبخند به لب های شما حک باشد

غم های شما همیشه اندک باشد

این عید که سرشار زلبخند خداست

بر وسعت جانتان مبارک باشد

-------

قشنگ ترین گل ها را

 به آستان نیلوفری چشمانت هدیه می کنم

تا بدانی که به یادتم.

-------

آن کس که در دل خود یادی کند ز یاران

شیرین تر از عسل باد کامش به روزگاران

-------

زمان آرام می گذرد

و من تنها با یادت نشسته ام!

دنیا هم بگذرد من از یادت نمی گذرم!

-------

آنقدر مهربانی

که سنجاقکی تنها

بدون واهمه

از حوض دستانت آب می خورد!

-------

مادر مثل مداد می ماند

هر لحظه تراشیده شدن و تمام شدنش را می بینی

ولی پدر مانند خودکاراست که یه هویی تمام می شود و نمی نویسد!

-------

مترسک گفت: ای گندم تو شاهد باش

که مرا برای ترساندن آفریدند

اما من عاشق پرنده ای بودم

که اتز ترس من از گرسنگی مرد!

-------

تو سیب کدامین درخت پرتغالی

که هر دانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موز است

ای گلابی نیلوفری من؟!           شعری پست مدرن

-------

خدایا می دانم دوستم داری

ولی شرمند من قبلا نامزد کردم

          ازمناجات های حیف نان با خدا

-------

فرقی ندارد یک گاگول بی سواد باشی یا یک دانشمند بزرگ

در هر صورت پشت یک ماشین شاسی بلند، آقا مهندس میشی!!!

------

از غضنفر می پرسن چطوری غضنفر شدی؟

میگه اولش تفریحی بود!

-------

به غضنفر می گویند با آجر جمله بساز

میگه با آجر که جمله نمی سازن دیوار می سازن!

-------

حیف نون زنش می میره

زیر تابوتش را می گیره

وقتی دیگران می گویند لااله الاالله

او می گوید ایوالله

-------

حیف نون میره مسجد

وقتی برمیگرده مبینه کفشاش نیست

میگه یا من اومده و رفته ام

یا تو راهم

یا اصلا مسجد نیامده ام!

-------

یک ضرب المثل چینی؛ تا ایران هست بازیافت چرا!!!

...

  • میر حسین دلدار بناب
۲۹
مرداد


ادبیات پیامکی(2)

سخن در چند و چون ادبیات پیامکی بسیار درازدامن است و شناسایی کامل این مولود جدید، کاری سهل نیست اما چه بسا که از جهاتی ممتنع باشد!

واکاوی واژه واژه ی متن پیامک ها ما را به نکات بسیار باریک و ظریف و طریف و لطیف روان شناختی، انسان شناختی، جهان شناختی، رویکرد شناختی سیاسی و اجتماعی و فکری و فرهنگی و ... رهنمون می سازد.

از این منظر است که بسیاری از پیامک ها را می توان بیت الغزل درد تنهایی انسان معاصر ارزیابی کرد! انسان دل خسته و ملول از هزار چهرگی ها و نفاق و نان به نرخ روز خوردن های چندش آور و مشمئز کننده!

انسان تشنه ی زلال صدق و اخلاص و صفا و وفا! انسان دور افتاده از اصل خویش که جویای روزگار وصل خویش است و چونان نایی سینه چاک و شرحه شرحه از فراق نوای هجران  سر داده است و آتشی در نیستان هستی افکنده است!

در دوره ای که قحط سال صداقت و عو اطف انسانی است و آسمان اخلاق و مردمی بر زمین دل های عطشناک باران پاکی ومعصومیت از دست رفته، بخیل شده است!

دست کدام اهریمن پلشت مزرعه ی پر برکت دل های نرم و لطیف را اینچنین به داس کین و کدورت درو کرد و به باد فنا سپرد؟!

به راستی کدام رب النوع سنگدل، انسانیت را از بهشت دل های سرسبز و پرطراوت انسان ها به برهوت زوال منیت های گندیده و چندش آور هبوط داد؟!

تاوان کدام گناه عظیم است این تنهایی هولناک و بنیان کن و هستی سوز؟ کدام سرگشتگی و حیرت ناشناخته انسان را اینچنین گرفتار کوچه پس کوچه های پیچ درپیچ و هزار تو و گیج کننده نمود؟

به راستی چه بر سر انسان آمد؟ چشم و گوش و زبان حقیقت بین و حقیقت شنو و حقیقت گوی را در کدام وادی و گریوه به تاراج حرامیان داد؟!

صم بکم عمی فهم لایرجعون! عجب سرنوشت شومی!

وای بر انسان

این موجود غرقه در دریای خسران!

و شیخ هزاره هاست که در جستجوی انسان است!

فانوس به دست و امیدوار!

انسانی از جنس شیر خدا و رستم دستان!

انسانی که جسته اند و نیافته اند!

انسانی که بی وجود آن شهر محبسی بیش نیست!

و چنین است مویه های به درد آلوده ی جان سوز گاه گاهی در جستجوی هر آنچه که از انسان گم شده است!

آری مرغان دوباره در جستجوی سیمرغ برآمده اند!

پای در وادی طلب نهاده اند...

داستان تا قاف، قاف تا قاف است...

تا که تواند رسید!!!

--------

نمونه ای چند از پیامک های دیگر؛

پرده تویی راز تویی ای حبیب

پرده فتد باز تویی ای حبیب

نام تو بگرفتم و بالا شدم

مطلع پرواز تویی ای حبیب

آینه ام آینه ام آینه

آینه پرداز تویی ای حبیب

عود همی ناله کند یا ودود

نغمه ی هر ساز تویی ای حبیب

می شنوم بانگ خوش ارجعی

صاحب آواز تویی ای حبیب

------------------

من آن نیم که حلال از حرام نشناسم

شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام

                                   (سعدی)

-----------------

بر تربت یعقوب شنیدم که نوشتند

فرزند عزیز است ولی دشمن جان است

                               (آتش اصفهانی)

----------------

کاکل از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد

زلف از افتاده حالی همنشین ماه شد

                              (صائب)

---------------

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن

در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد!

---------------

من ارگ بمم

خشت به خشتم متلاشی

تو نقش جهان

هر وجبت ترمه و کاشی

در زیر و بم زندگی

آزرده نباشی!

---------------

قرارمان فصل انگور

شراب که شدم بیا

تو جام بیاور

من جان

---------------

ساکنان کنار دریا بعد از مدتی

دیگر صدای امواج را نمی شنوند!

چه تلخ است قصه ی عادت!

--------------

نبردهای زندگی همیشه به نفع قوی ترین ها تمام نمی شود

بلکه دیر یا زود برد با آن کس است که پیروزی را باور دارد!

-------------

وقتی سگ ها در بیابان از گرگ ها رشوه می گیرند

وقتی که مترسک ها در جالیز با کلاغ ها تبانی می کنند

دیگر از وفاداری آدم ها چه انتظار است!

-------------

به تعظیم مردم این زمانه اعتماد مکن

تعظیم آنان مانند خم شدن دو سرکمان است

که هر چه به هم نزدیک تر شوند

تیرش کشنده تر است!

...

  • میر حسین دلدار بناب
۱۷
مرداد

ادبیات پیامکی

اگرچه از پیدایش تلفن همراه – حداقل در کشور ما-بیش از چند دهه نمی گذرد،  با این همه کمتر کسی پیدا می شود که حداقل روزانه چند تایی پیامک نداشته باشد!

بگذریم از اینکه که در روزهای خاص و مناسبت های خاص بازارارسال پیامک آن اندازه داغ می شود که هرم گرمای روزهای تیر و مرداد را نیز از یاد می برد! اینکه اپراتورهای مختلف از این راه چه ارقام نجومی را کاسب می شوند بماند! چرا که در این مقال قصد طنز و طنازی ندارم و مقصود پرداختن به موضوع بسیار مهم مغفول مانده ای است که می بایست بیشتر و پیشتر از این ها به آن پرداخته می شد و آن موضوع مستطاب ادبیات پیامکی می باشد!

کوتاه سخن آنکه  امروزه باید ادبیات پیامکی را یکی از انواع ادبی به حساب آورد و بر جدی بودن آن پای فشرد، اگرچه محافل رسمی و دانشگاهی ادبی در این مورد بر طبل بی توجهی بکوبند!

روزگاری نه چندان دور نیز وقتی نیمای نامدار به کشف بزرگ شعر نو نایل شد،عده ای ابتدا به روی خود نیاوردند و پس از آن از در عناد و دشمنی درآمدند و شمشیر از رو بستند و سرانجام تسلیم جریان شدند و هنر نیما به راه خود رفت و ماندگار شد و چه آثار فاخری که در دامان این قالب نو به جهانیان عرضه شد و مایه ی آبروی ادبیات فارسی گردید.

شاید هم از سرشت نو گریز آدمی باشد که ابتدا در مقابل هر پدیده ی نو ایستادگی کند و از در مخالفت درآید و پس از آن تن به تسلیم بسپارد و از پی آنکه  به نادانی خود پی برد، در پی توجیه غفلت و عناد و جهل خود برآید! و چه خصیصه ی نامبارکی است این خصلت نامیمون!

سخن به وادی شکوه و شکایت نکشانیم و خرمن های کهنه باد ندهیم که اگر کردند دیدند و چشیدند و هر کسی آن دروید عاقبت کار که کشت!

باری همچنانکه  پس از پیدا شدن رادیو، در ادبیات نمایشی شاهد به وجود آمدن نمایش رادیویی بودیم و ایضا نمایش تلوزیونی که تله تئاترش می نامند، باید ادبیات پیامکی هم بسیار جدی گرفته شود چرا که این مولود نورسیده یک شبه راه صد ساله رفته است و بسان بالیدن سهراب گرد در اندک مدتی میداندار شده است!

به ضرس قاطع معتقدم که در سال هایی نه چندان دور پژوهش گران فرهیخته برای بازیابی و بازسازی وقایع سیاسی و اجتماعی و فکری و هنری و اخلاقی و... ناگزیر از باز خوانی خط به خط متن های ادبیات پیامکی خواهند بود.

ادبیات پیامکی وجوه مختلفی دارد و دامنه ی آن چه از لحاظ مضمون و محتوی و چه از حیث موضوع بسیار گسترده است، و هم از این لحاظ است که نسبت به سایر انواع ادبی معاصر باید بسیار جدی گرفته شود.

این نوع به ظاهر کوچک و مختصر در عین گستردگی موضوعی و محتوایی از عمق قابل توجهی نیز برخوردار است و در عین حال موافق مزاق و زندگی امروزی است.

بسیاری از آرایه های ادبی را بی آن که سازندگان آن را عمدی بر آن باشد می توان در این نوع ادبی به وفور مشاهده کرد که از همه روشن تر و واضح تر ایجاز و مختصر گویی آمیخته به طنز وکنایاتی دلچسب است.

در دهه های اخیر که زندگی انسان با ماشین عجین شده است و در واقع انسان خود به مثابه ی ماشین هوشمند درآمده است و از طبیعت و ذات خود دور شده است، زمان بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است و بحث جدیدی به عنوان اقتصاد زمان مطرح گردیده است که به نوبه ی خود قابل تامل و تدبر است و از این منظر است که اصطلاح وقت طلاست باب روز شده است ...با توجه به بحث مذکور شاید بتوان گفت: امروزه هیچ نوع ادبی دیگر به اندازه ی ادبیات پیامکی از جنبه ی اقتصاد زمان و اقتصاد زبان مقرون به صرفه تر نباشد!!!

ادبیات پیامکی ضمن جامع الاطراف بودن از حیث موضوع و محتوی، جامع الاضداد نیز هست، چرا که دراین نوع ادبی؛ جد به هزل آمیخته است و مدح به هجو، راست به دروغ و حقیقت به شایعه، مهر به کین وسود به زیان و تراژدی به کمدی وطنز به طعن و... 

 

در این نوع ادبیات هر کاراکتری با زبان و ادبیات خاص خود سخن می گوید وسبک کلامی همه ی اقشار با واژگان منحصر به فرد خودشان در آن موج می زند! در واقع این همان حلقه ی مفقوده ی ادبیات رسمی و قاشق چنگالی موجود محافل خشک و قالبی انجمن های به ظاهر ادبی و رسمی است!!!

در این نوع خاص هیچ دستورالعمل رسمی و بخشنامه ای و فرهنگستانی وجود ندارد و این خود مردم هستند که به تناسب احوال روحی و اوضاع اقتصادی و فکری و روانی و عاطفی خود دست به کار آفرینش می زنند.

شاید بتوان وجه تمایز و بارز اساسی این نوع ادبی را صراحت لهجه ی آن و عبور از نرم ها و هنجارهای معمول و باسمه ای به حساب آورد!

با این حساب هیچ کس و هیچ طبقه ای از تیغ بران انتقاد و نگاه  تیز آن در امان نیست، چنانکه در طنز نیز چنین است.

ای بسا عملکرد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی دولت مردان با بی ملاحظی تمام به باد سخره و نیش و کنایه گرفته شود اما بی غرض و بی مرض! و هدف اصلاح و گوشزدی رندانه و زیرکانه است!

در عین حال هیچ ردپایی از سازندگان آن برجای نیست، به مصداق مثل معروف قدیمی که می گفتند: جا تر است و بچه نیست!

تولید و خلق این نوع ادبی در اختیار و انحصار گروه خاصی نیست وبه عبارت دیگر منحصر به برج عاج نشینان نیست و هر کسی در هر لحظه ای و در هر موضوعی می تواند آفرینشگر باشد! اگر چه تفاوت موضوعی و محتوایی و سبکی به خودی خود نشانگرتفاوت های فکری و ذوقی وعلمی و ... خالق اثر خواهد بود!

به سخن دیگر خلق اثر در این نوع ادبی از کثرت بیکران برخوردار است و می توان گفت: به عدد انفاس خلائق الله است و از این حیث لازم می آید که سره از ناسره، سخیف از متین، سبک از وزین، جد از هزل، ستایش از هجو، شیوا از ناشیوا، زشت از زیبا،رسا از نارسا  و...فرق نهاده شود!

ایجاز و معنا و مفهوم بسیاری از پیامک ها به ایجاز و اختصار و عمق معنایی تک بیت های صائب و دوبیتی های بابا طاهر و رباعیات خیام و بایاتی های آذری و ابیات منتخب سعدی و مولانا و حافظ می باشد، سهل است که گاه منتخبی است از موارد مذکور...

این نوع ادبیات آن چنان که پیشتر نیز گفته آمد،به اقتضای زندگی ماشینی امروز و کمبود وقت از لحاظ اقتصاد زمان و اقتصاد زبان نوع منحصر به فردی است که اگر بدیلش را در حوزه ی شعر – مانند تک بیتی ها،دوبیتی ها و رباعی ها- بتوان یافت، قطعا مانندش را در حوزه ی نثر نمی توان یافت الا در مواردی مانند احادیث نخبه و کلمات قصارائمه ی هدی و سخنان کوتاه بزرگان حوزه ی فکر و علم  و ذوق و هنر و اخلاق و فلسفه.

هم از این منظر است که علی (ع) فرموده اند؛ خیرالکلام ما قل و دل. یعنی بهترین سخن آن است که مختصر و مفید باشد یا به عبارت دیگر موجز و رسا باشد. و جالب آن که امام علی (ع) زمانی از اقتصاد زبان و زمان سخن به میان آورده که تا قرن ها پس از او این مباحث شناخته شده نبوده است!

امروزه جان مایه ی بسیاری از اندیشه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و هنری و... در قالب یک یا چند پیامک مختصر و مفید قابل بیان و انتقال است چرا که عاقلان را اشاره ای بس است و دیگر کسی را حوصله ی بحث های درازدامن و پر طول و تفصیل نیست و اطاله ی کلام جز ملال نمی افزاید و لزوم مالا یلزم و اعنات شمرده می شود...

امروزه به جای مطالعه ی مقالات دامنه دارمثلا در خصوص افشای جریان زد و بندی اداری یا اختلاس اقتصادی یا گزارش رانت خواری و ... که عموما تکرار مکررات است، کافی است به چند پیامک مراجعه شود که مصداق تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل می باشد!

شاید جریانات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی دو دهه ی گذشته  را  در هیچ منبعی به روشنی و دقت و دیدی منتقدانه و موشکافانه غیر از پیامک های ارسالی مردم به همدیگر، نتوان یافت و پی گیری کرد!

این مبحث از سیر تا پیاز لغزش ها و خطاها و عملکردهای منفی دولتمردان و دیدگاه های مردم و واکنش روانی عمومی را نسبت به اتفاقات پیش آمده به روشنی رصد نموده و در مقابل دیدگان همه قرار می دهد!

امروزه شاید بتوان از پیامک ها  با عنوان کرونولوژی حافظه ی جمعی یاد نمود، که بی شک حافظه ی تاریخی فردا را شکل می دهد!

وجه تمایز ادبیات پیامکی نسبت به انواع ادبی دیگر عمومیت داشتن آن است، این امر اگر چه در بادی امر نقطه ی قوت به نظر می رسد و آن برخوردار بودن از نوعی روح جمعی و سلیقه ی عمومی است، اما از منظری دیگر ضعف هایی بر آن مترتب است و آن اینکه؛ اولا پیامک ها از یک دستی و هم سطحی فاصله بسیار می گیرند و ثانیا ایجاز و اختصار و فخامت و فصاحت ومحتوای آن ها به هیچ قابل قیاس با هم نمی شود و ثالثا سره به ناسره و پخته به ناپخته و روان به معقد می آمیزد و...

به موازات وجود نقاط قوت زیاد در ادبیات پیامکی، که به بعضی از آن ها اشاره رفت، این نوع جدید پاشنه ی آشیل بسیار مهمی نیز دارد که نباید از آن غافل شد چرا که از منظر آسیب شناسی جای تامل و تعمق و تدبر دارد! و آن اینکه چون این نوع ادبی به سهولت در دسترس همگان قرار دارد، گاه دستاویز و ابزار ورود به حریم اخلاقی و فردی افراد قرار می گیرد و تبدیل به سلاحی مخرب برای سخره و هجو و فحاشی و کوبیدن و از میدان بیرون کردن رقبای سیاسی و اجتماعی و ...می گردد!

بدیهی است که این نوع برخورد با ادبیات مغایر با کارکردهای ذوق و هنر و ادب بوده و وفاق و همدلی و همفکری و همگرایی و هم افزایی را تضعیف می نماید که البته این نوع معامله با هیچ قالب ادبی و هنری صحیح نبوده و کار اهل ذوق و فکرنمی باشد چرا که روح لطیف چنان افرادی چنین سبک سری ها را بر نمی تابد!

این نوع ادبی برای کسانی که وقتی برای مطالعه و اندیشیدن اختصاص نمی دهند، و مشغله ی کاری و گرفتاری های روزمره را دلیل دوری از آن حوزه ها قلمداد می کنند، فرصتی فراهم می آورد تا ولو به طور اختصار با  بخشی از افکار و اندیشه های بزرگان علم و هنر و اخلاق و فلسفه و...آشنا گردند و ای بسا علاقه ای را برای پی گیری جدی مباحث یاد شده بر انگیزد!

جنبه ی بسیار متفاوت ادبیات پیامکی بر خلاف سایر انواع ادبی و هنری که عمدتا خیر دنیایی و اقتصادی ندارند، ارزش افزوده ی اقتصادی آن می باشد که در واقع همان تبدیل علم یا دانایی به ثروت است که امروزه شرکت های مختلف با ارسال پیامک های گوناگون  ورزشی و فرهنگی و ادبی و مذهبی و فولکلوریک و دینی و...روزانه صاحب مبالغ هنگفتی می شوند!   

...پیامک ها چنانکه اشاره رفت به لحاظ اینکه سازندگانشان متفاوت و متنوع هستند از جنبه ی تیپ شناسی اجنماعی و روانی و عاطفی و فکری و...محل بررسی و مطالعه و پژوهش های ریزبینانه توانند بود.

جنبه ی دیگر اهمیت ادبیات پیامکی از منظر صداقت و صمیمیت و سادگی موجود در آن ها می باشد، چرا که سازندگان آن ها هیچ نوع خود سانسوری بر خود تحمیل نکرده اند و نفاق پیشه نساخته اند و به عبارتی هر چه دل تنگشان خواسته همان را گفته اند، بی آنکه هیچ ملاحظه ی سیاسی و اجتماعی و عاطفی و ... داشته باشند! به عبارت دیگر گذر پوستشان به دباغ خانه های رسمی دولتی  نیفتاده است!

اگر مخاطبین اصلی ادبیات پیامکی را دولت مردان به حساب آوریم باید پیامک ها را جامه های کاغذین محسوب بداریم و اگر مخاطبان آن عموم مردم انگاشته شوند باید آن ها را نوعی امر به معروف و نهی از منکر شمرد.

در باره ی ادبیات پیامکی سخن بسیار است که اگر مجالی شد در آینده نیز به آن خواهیم پرداخت. کوتاه سخن آنکه  امروزه ادبیات پیامکی آیینه ی تمام نمای اوضاع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اخلاقی و انسانی و فکری و ذوقی و ... جامعه است و باید جدی گرفته شود.

دور از نظر نمی بینم که در آینده ای نه چندان دور همایش های بزرگی برای بررسی موضوعات و مضامین ادبیات پیامکی برگزار می شود تا درمانی برای دردهای پنهان یافته شود...

حسن ختام بحث را دو تبصره ی نیمه طنز قرار می دهم؛

الف) پیامک های تبلیغاتی، دعوت نامه های حزبی و گروهی و سرکاری،درخواست شماره حساب افراد برای کاهبرداری،تهدیدها و ارعاب های خصوصی و عمومی و حقیقی و حقوقی،اعلام واریزی و کسری حساب اشخاص توسط شعبات بانک ها جزو حوزه ی استحفاظی ادبیات پیامکی نبوده و این ادبیات هیچ مسئولیتی را در خصوص موارد مذکور بر عهده نگرفته و از ابتدا سلب مسئولیت خود را اعلام می دارد!

ب) همچنانکه حق کشف الکل برای محمد بن ذکریای رازی محفوظ است و حق کشف قانون جاذبه برای اسحاق نیوتن و حق کشف قاره ی آمریکا برای آمریکو وسپوچی و کریستف کلمب، حق کشف ادبیات پیامکی برای اینجانب میر حسین دلداربناب ابن میر مهدی ابن میر یحیی ابن میر کریم ابن میر محمد... محفوظ بوده ومشمول قانون کپی رایت بین المللی می باشد. – بهتر است سارقین ادبی از همین حالا به فکر مرثیه خوان دیگری باشند- ومن الله التوفیق وعلیه التکلان.

نمونه را چند پیامک که به تازگی از دوستان  به دستم رسیده است، تقدیم می دارم تا جدی بودن ادبیات پیامکی مورد مداقه و ارزیابی قرار گیرد.

دوستم ترک تحصیل کرد و من معلم شدم...

حالا او پورشه دارد و من پوشه!

او اوراق مشارکت دارد و من اوراق امتحانی!

او عینک آفتابی دارد و من عینک ته استکانی!

او بیمه ی زندگانی دارد و من بیمه ی خدمات درمانی!

او سکه و ارز دارد و من سکته و قرض!

                           (بخشی از درد دل های یک معلم باز نشسته)  

 

--------------

«خدایا ما را بخاطر قمپوزهایی که تابه حال در کردیم

و لُغُزهایی که خواندیم

ببخش و بیامرز و در آمپاس قرارنده... الهی آمیییین».

------------

به زیر دلق ملمع کمندها دارند

دراز دستی این کوته آستینان بین  (حافظ)

------------

آدمیان به لبخندی که بر لب ها می نشانند

به احساس خوبی که بر جا می نهند

و به دردی که از یکدیگر می کاهند، می ارزند.

------------

دستمال خیس آرزوهایم را فشردم

سه قطره چکید؛

زنده

باد

رفیق...

  • میر حسین دلدار بناب