اندیشه

فرهنگی، ادبی، تاریخی، هنری، طنز

اندیشه

فرهنگی، ادبی، تاریخی، هنری، طنز

اندیشه

درباره مدیر:
میر حسین دلدار بناب
متولد 1346 بناب مرند
پژوهشگر

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱ آذر ۹۶، ۰۱:۰۹ - محمد
    ریدی
پیوندها

هنر نوشتن

شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۱، ۰۶:۲۰ ب.ظ

شاید برای بعضی ها این پرسش پیش آمده باشد که چرا نویسندگی هنر به حساب می آید یا نویسنده هنرمند شمرده می شود! بسیاری را هم می شناسم که نه تنها نویسندگی را هنر نمی دانند بلکه نوشتن را کاری لغو و بیهوده و نویسنده را شبه دیوانه به حساب می آورند! و شاید هم کمی حق با آنان باشد. با حساب و کتاب های معمولی هیچ وقت با عقل جور در نمی آید که کسی بهترین بخش از زندگی خود را صرف کاری بکند که نه خیر دنیا دارد و نه خیر آخرت! و نه با نوشتن می تواند معاش روزانه اش را تامین کند تا شرمنده ی اهل و عیال نباشد!

 

یک نویسنده قلم می زند،نه بر کاغذ که بر تخم چشمانش. عرق می ریزد نه عرق جسمی که عرق روحی.شب زنده داری می کند نه بر سجاده که بر محراب فکر و اندیشه.موی سپید می کند نه در آسیاب که در متن زندگی و در کوچه پس کوچه های کتاب های اندیشمندانی از جنس خودش. فکر می کند نه فکر معاش که فکر اصلاح جامعه.می خندد نه برای اینکه دل خوش است بلکه از سر درد. می گرید نه به حال خود که به حال دیگران. می خواهد نه برای خود که برای دیگران. و چه ها که می کند و نمی کند اما نه برای خود که همه را برای دیگران.

شیداست. شوریده است. مجنون است. حیران است. گریان است. خندان است. گریزپاست.  خاموش است. طوفانی است. پر از شور و نور و سور است.اندوهگین است.

وجد می آید و با خود می بردش. به پای در می آید و رقصی قلندرانه دارد.بسطی که کسی را راه بدان نیست.

قبض می آید و چنانش می فسرد و می فشرد که هیچ آسیابی با گندم آن نکند که با او می شود! و چه ها که می شود و نمی شود...

حکیم است.فیلسوف است.رند است.قلندر است.عارف است.عیار است. همه است و هیچ نیست.از فرط دانایی به دیوانگان می ماند.پیری  است کودک صفت و کودکی است با هیبت پیران! رندی است عالم سوز که با مصلحت بینی اش کاری نیست!

آن کند که دلش فتوی دهد. بیش از هر چیزی اهل دل است. در پی هیچ ترتیبی و آدابی نه! هزار قیل و قال را در پای ذره ای حال فدا می کند و...

باری بگذریم.

حال آیا حق با آنانی نیست که چنین وجودی را نه شبه دیوانه که دیوانه و مجنون کامل شمارند؟!

سخن در هنرمند بودن نویسنده بود. آری نویسنده از جنس هنرمند است آن هم هنرمندی سترگ و بی بدیل!

نویسنده به مدد مشتی کلمات هم آهنگ ساز می کند و هم تابلو رسم می کند و هم تندیس می آفریند و هم فیلم می سازد.

آیا هنری بالاتر از هنر آفریدن می توان سراغ داشت؟ نویسنده آفرینش گر است. خالق است. خلاق است. خلق می کند تنها به مدد مشتی کلمات . کلماتی که در اختیار همه هست! اما آن همه فاقد آن روح آفرینش و خلاقیت هستند و عاری از آن نفخه ی آفرینندگی اند.

با این احوال چه هنری بالاتر از هنر نویسندگی؟!

نویسنده خلیفه ی بر حق خداوند است بر روی زمین و شگفتا مانند خداوند تنها و غریب. سرشار از غربت و تنهایی. تنها مجنون وادی جنون. مبارک باد بر او این تنهایی و غربت.

  • میر حسین دلدار بناب

نظرات  (۵)

  • گرگرلی آراز
  • حورمتلی حوسین معللم سلاملار
    آمیر حوسین آقا معللم بوشلا نه یازیچیلیق آدامی ائوده قبول ایله میللر!
    حوسین معللم بو باره ده سیزیی اوز وبلاگیمدا اللاه سیزین کومه ییز اولسون
    مطلبه دعوت ائدیرم سیزه اوغور لار
    --------
    سلاملار و سایقئلار. چوخ ساغ اولون آراز بای.
  • علی امینی
  • درود بر شما قلندر و درود بر قلم سترگ حضرتعالی.....عزیزی
  • روح الله امین آبادی
  • سلام استاد ، از طریق یکی از دوستان با وبلاگتان آشنا شدم ، یاد سال دوم دبیرستان بخیر ، استاد تاریخ هر چند با نظرات شما صدی نود و شاید بیشتر مخالف بودم ولی حس خوبی داشتم از این که نود دقیقه کم و بیشی را میگذرانم که چیزی در آن هست ، موافقتی و یا مخالفتی ، آن روزها طرفدار هاشمی بودم و امروز از این فرد متنفرم ، هر روز به رنگی بت عیار در آمد ولی همیشه نظرم مبنای واحدی داشته است ، بگذریم ، دوستی شما را معرفی کرد و گفت نوستالژی داره وقتی به وبلاگ سر زدم انگار برقی با ولتاژ قوی مرا گرفت و خاطرات از جلوی چشمانم رژه رفت ، دبیرستان باقرالعلوم کندلج ، شبانه روزی ، فرصتی برای گریه ندارم بر مصائبی که گذشت بر سر ما درآن مدرسه از مدیریت فشل که شما هم شاهدش بودید و زخم خورده اش نمیدانم شاید برداشت من این بود و شما اینگونه نیندیشید ...به هر حال خیلی خوشحال شدم حضورتان را احساس کردم ...موفق و موید باشید استاد...
    پاسخ:

    سلام روح الله عزیز،بسیار خرسندم که ما را فراموش نکردی. روزهای باقر العلوم برای من هم ایام خوشی بود فارغ از مسائل حاشیه ای که همیشه بوده و خواهدبود. من بهترین دوستانم را از آنجا دارم و شاید شیرین ترین و به قول شما تلخ ترین خاطزات را نیز هم! زنده و پاینده باشید و کامروا.

    استعداد نویسندگی اصلا خوب نست من کاری جز نوشتن بلد نیستم. اما کی هست که ارزش نوشته ها را بدونه
    پاسخ:

    سلام

    ضمن تشکر از حضورتان در وبلاگم، اما متاسفانه متوجه منظورتان نشدم!

    اگر ممکن شد بیشتر توضیح دهید...

  • شیخ نهایی
  • درود بر شما
    چقدر زیبا بود این متن
    شاد باشی
    پاسخ:
    درود بر شیخ عزیز و کبیر.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی