اندیشه

فرهنگی، ادبی، تاریخی، هنری، طنز

اندیشه

فرهنگی، ادبی، تاریخی، هنری، طنز

اندیشه

درباره مدیر:
میر حسین دلدار بناب
متولد 1346 بناب مرند
پژوهشگر

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱ آذر ۹۶، ۰۱:۰۹ - محمد
    ریدی
پیوندها

ادبیات پیامکی(2)

سه شنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۲، ۰۷:۰۷ ب.ظ


ادبیات پیامکی(2)

سخن در چند و چون ادبیات پیامکی بسیار درازدامن است و شناسایی کامل این مولود جدید، کاری سهل نیست اما چه بسا که از جهاتی ممتنع باشد!

واکاوی واژه واژه ی متن پیامک ها ما را به نکات بسیار باریک و ظریف و طریف و لطیف روان شناختی، انسان شناختی، جهان شناختی، رویکرد شناختی سیاسی و اجتماعی و فکری و فرهنگی و ... رهنمون می سازد.

از این منظر است که بسیاری از پیامک ها را می توان بیت الغزل درد تنهایی انسان معاصر ارزیابی کرد! انسان دل خسته و ملول از هزار چهرگی ها و نفاق و نان به نرخ روز خوردن های چندش آور و مشمئز کننده!

انسان تشنه ی زلال صدق و اخلاص و صفا و وفا! انسان دور افتاده از اصل خویش که جویای روزگار وصل خویش است و چونان نایی سینه چاک و شرحه شرحه از فراق نوای هجران  سر داده است و آتشی در نیستان هستی افکنده است!

در دوره ای که قحط سال صداقت و عو اطف انسانی است و آسمان اخلاق و مردمی بر زمین دل های عطشناک باران پاکی ومعصومیت از دست رفته، بخیل شده است!

دست کدام اهریمن پلشت مزرعه ی پر برکت دل های نرم و لطیف را اینچنین به داس کین و کدورت درو کرد و به باد فنا سپرد؟!

به راستی کدام رب النوع سنگدل، انسانیت را از بهشت دل های سرسبز و پرطراوت انسان ها به برهوت زوال منیت های گندیده و چندش آور هبوط داد؟!

تاوان کدام گناه عظیم است این تنهایی هولناک و بنیان کن و هستی سوز؟ کدام سرگشتگی و حیرت ناشناخته انسان را اینچنین گرفتار کوچه پس کوچه های پیچ درپیچ و هزار تو و گیج کننده نمود؟

به راستی چه بر سر انسان آمد؟ چشم و گوش و زبان حقیقت بین و حقیقت شنو و حقیقت گوی را در کدام وادی و گریوه به تاراج حرامیان داد؟!

صم بکم عمی فهم لایرجعون! عجب سرنوشت شومی!

وای بر انسان

این موجود غرقه در دریای خسران!

و شیخ هزاره هاست که در جستجوی انسان است!

فانوس به دست و امیدوار!

انسانی از جنس شیر خدا و رستم دستان!

انسانی که جسته اند و نیافته اند!

انسانی که بی وجود آن شهر محبسی بیش نیست!

و چنین است مویه های به درد آلوده ی جان سوز گاه گاهی در جستجوی هر آنچه که از انسان گم شده است!

آری مرغان دوباره در جستجوی سیمرغ برآمده اند!

پای در وادی طلب نهاده اند...

داستان تا قاف، قاف تا قاف است...

تا که تواند رسید!!!

--------

نمونه ای چند از پیامک های دیگر؛

پرده تویی راز تویی ای حبیب

پرده فتد باز تویی ای حبیب

نام تو بگرفتم و بالا شدم

مطلع پرواز تویی ای حبیب

آینه ام آینه ام آینه

آینه پرداز تویی ای حبیب

عود همی ناله کند یا ودود

نغمه ی هر ساز تویی ای حبیب

می شنوم بانگ خوش ارجعی

صاحب آواز تویی ای حبیب

------------------

من آن نیم که حلال از حرام نشناسم

شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام

                                   (سعدی)

-----------------

بر تربت یعقوب شنیدم که نوشتند

فرزند عزیز است ولی دشمن جان است

                               (آتش اصفهانی)

----------------

کاکل از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد

زلف از افتاده حالی همنشین ماه شد

                              (صائب)

---------------

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن

در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد!

---------------

من ارگ بمم

خشت به خشتم متلاشی

تو نقش جهان

هر وجبت ترمه و کاشی

در زیر و بم زندگی

آزرده نباشی!

---------------

قرارمان فصل انگور

شراب که شدم بیا

تو جام بیاور

من جان

---------------

ساکنان کنار دریا بعد از مدتی

دیگر صدای امواج را نمی شنوند!

چه تلخ است قصه ی عادت!

--------------

نبردهای زندگی همیشه به نفع قوی ترین ها تمام نمی شود

بلکه دیر یا زود برد با آن کس است که پیروزی را باور دارد!

-------------

وقتی سگ ها در بیابان از گرگ ها رشوه می گیرند

وقتی که مترسک ها در جالیز با کلاغ ها تبانی می کنند

دیگر از وفاداری آدم ها چه انتظار است!

-------------

به تعظیم مردم این زمانه اعتماد مکن

تعظیم آنان مانند خم شدن دو سرکمان است

که هر چه به هم نزدیک تر شوند

تیرش کشنده تر است!

...

  • میر حسین دلدار بناب

نظرات  (۱)

  • علی ابراهیمی راد
  • سلام بر مرد عرصه فرهنگ ادبیات پیامکی
    قسمت دوم خیلی بیشتر از قسمت اول جذاب تر پر بارتر بود . تبریک عرض می کنم
    پاسخ:

    سلام

    ضمن تشکر، البته این حق شماست که بخشی را بر بخش دیگر ترجیح دهید!

    منتظر بخش های دیگر نیز باشید...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی