اندیشه

فرهنگی، ادبی، تاریخی، هنری، طنز

اندیشه

فرهنگی، ادبی، تاریخی، هنری، طنز

اندیشه

درباره مدیر:
میر حسین دلدار بناب
متولد 1346 بناب مرند
پژوهشگر

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱ آذر ۹۶، ۰۱:۰۹ - محمد
    ریدی
پیوندها

رساله ی یلدائیه

شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۲، ۰۲:۳۳ ب.ظ

رساله ی یلدائیه

نمی دانم چرا در این آخرین روز پاییز که آخرین شبش طولانی ترین شب سال است و به یلدا موسوم و تشریفات خاص خود را دارد و تولد ایزد مهر جشن گرفته می شود و سفره ها پر از انار و هندوانه و آجیل و پشمک و غیر و ذالک می شود، یه هویی به شکل تداعی آزاد یک لشکر واژه و اصطلاح و تعبیر و کنایه و حکایت و ...در ذهن بی صاحب مانده ام ردیف شد که همگی لااقل یک واژه ی آخر در سر و ته شان هست.عین سر و ته یک کرباس! فی المثل؛ جوجه را آخر پاییز می شمارند! اگر چه این روزها روباه های مکار همه ی جوجه ها را می خورند و دم به تله نمی دهند و سر از اقصای کانادا و بلاد ینگه دنیا در می آورند!!! احیانا اگر چند تایی در گوشه کنار حیات و باغچه مانده باشد آن ها هم نصیب گربه نره و کلاغ می شود و یکی دو تای بقیة السیف هم حق البوق و حق الپرچین و آل و آجیل بعضی یقه سفیدها یی می شود که حتی حاضر نیستند در هیچ دادگاهی حاضر شوند و تفهیم اتهام شوند! و آن گاه ننه ی علی می ماند و حوضش... حالا کو تا سال بعد که بزک نمیر بهار می آد کمبوزه با خیار می آد!!! باز مرغمان تخم می کند و تخم ها را جمع می کنیم و وقتی مرغمان کرچ خوابید، جوجه کشی می کنیم و... حالا مأ مور آمار بیاورید تا آمار جوجه های باقی مانده را در آخر پاییز بگیرد!!!

مابقی لشکر آخرها از این قرار است، اگر چه بنا ندارم برای هر کدام حکایت یا شرح نزول بنویسم اما چنان که اهل نظر مستحضرند، کلهم اجمعین بودار تشریف دارند!

تخم مرغ دزد سر آخر شتر دزد می شود! آخر پیری و داغ امیری! ( وصف حال زاهدنمایان پیر که جاذبه ی میز ریاست گرفتارشان کرد.)آخر سایسی، کاه فروشی!(سالی که نکوست از بهارش پیداست.)  آخر شاعری و اول گدایی! (بادمجان دور قاب چیدن راه به جایی نمی برد و آخرش از هر جا رانده و از همه چیز مانده می شود.)آخر شاه منشی و اول کود کشی! (قمپز در کردن و گوز فندقی صورت خوشی ندارد و به اندازه ی بو د باید نمود!) جنگ اول به از صلح آخر! (بهتر است همیشه سنگ ها را صادقانه وا بکنند.) پیمانه از قطره ی آخر لبریز می شود! (چوخ یئمکلیک پوخ یئمکلیک.) دزد به دزد می زند وای به دزد آخری! (آخیره قالانین پایین یییه للر!)شاهنامه آخرش خوش است!(یعنی آن هایی که برده اند و خورده اند زیاد هم آسوده خاطر نباشند.) قاطر پیش آهنگ آخرش توبره کش می شود! (مانند بسیاری از کاسه های داغ تر از آش یعنی تندروها) مار گیر را آخر مار می کشد! (سو کوزه سی سو یولوندا سینار.) مورچه که پر درآورد عمرش به آخر رسیده است! (با همه کره با ما هم کره؟) یک بار جستی ملخک، دوبار جستی ملخک، آخر به دستی ملخک! (قابل توجه محتکرین ، گران فروشان ، کم فروشان ، اهل اختلاس ، زیرمیزی بگیران ، خویشاوند سالاران ، یقه سفیدها ، کارچاق کن ها، جاعلین اسناد و مدارک، و خلاصه هر کسی که ریگی به کفش دارد!!!)! یک سال روزه بگیر آخرش با گه سگ افطار کن!( آن هایی که هی زور زدند چهره ی واقعی خود را پنهان کنند آما نشد که نشد!) به آخر خط رسیدن (خسرة الدنیا و خسرالآخرة شدن ) به سیم آخر زدن! (دروغ های شاخدار تحویل مردم دادن.) غزل آخر را خواندن در معنی گوز آخر را دادن! (گور به گور شدن.) آخرت را به دنیا فروختن! بی توشه ی آخرت ماندن! ( همه چیز باد هوا شدن) دنیایش مثل آخرت یزید شدن!!!( هر چه داشت و نداشت از دستش رفتن.)  و ... دست آخر حکایتی از مولانا حضرت عبید که اتفاقا دو تا واژه ی آخر دارد و گویا مرادش اوضاع اجتماعی در بر هم روزگار خودش بوده است!!!

مؤذنی پیش از صبح بر مناره رفت.ناگاه بولش بگرفت. سفالی بیافت، بر آن بریست و به پایین انداخت و گفت: یا اول الاولین! سفال بر سر شخصی آمد. گفت: ای مردک، اول الاولینت این است، آخر الآخرینت چه خواهد بود؟!

امان از دست این تداعی آزاد ذهن که نویسندگان فرنگ آن را جریان سیال ذهن می نامند، یعنی در همین معنی حکایت دیگری یادم آمد، کم و بیش شبیه حکایت حضرت عبید و در همان معنی منتهی با عباراتی دیگر و کمی غیر عبیدی تر، در مفهوم سوراخ دعا را گم کردن و تفاوت فاحش ذکر و فکر و در نهایت عمل! که عیدانه ی شب یلدا را تقدیم نموده و حسن ختام مبحث کلیدی جریان بارش ذهنی یا تداعی آزاد به قول روانشناسان یا جریان سیال ذهن به تعبیر اهل قلم قرار می دهم؛

یکی از ایوان خانه به آواز بلند همت خواست که یا اول الاولین! و سطلی سنگین از نجاست و آخال بر گذرگاه افکند. مگر آن کثافت بر سراپای عابری آمد که بی خیال از کوچه می گذشت! مسکین سر برداشت که ای ناتمیز، تو که اول الاولینت این است! باری آخرالآخرینت چه خواهد بودن؟؟؟!!!...

وای از دست جریان سیال ذهن، تا کجاها می برد این رهرو شکسته دل خسته  از جور روزگار تهی پای بی سر و دستار را!!!

امان امان امان آی امان...

  • میر حسین دلدار بناب

نظرات  (۸)

  • گرگرلی آراز
  • سلاملار آمیر حوسین جنابلاری

     

    بیر اون گون یوخودوم  پایتخته تشریف آپارمیشدیم !!.....یادیمنان چیخمامیش  عیدیانه شب یلدانی وئریم !!22 دی ده  مکه یه یولا دوشوره م! اما  گئتمه میش بیر ائوده  ایله شه جییه م!!اوندا بیر آبگوشتا منه قوناقسیز !!شاید اونبش یاادا اون آلتی سی اولا  خبردار اولاجاقسیز !!

    پاسخ:

    سلاملار

    به به عجب خوش خبر یدی.

    آبگوشتدا کی خیدمتینده ییق.

    آمما قورخوم بودور کی مککه یه گئدیب گلندن سونرا یولدان چیخاسان!!!

  • شیخ نهایی
  • درود بر شما
    عالی بود
    شاد باشی
    پاسخ:

    سلام

    ممنونم شیخ بزرگوار.

  • پرویز شاهمرسی
  • سایقین دلدار جنابلاری.
    سلاملار. منده بو موتلو گئجه نی سیزه قوتلاییرام. اولسون که قارانلیقدان سونرا ایشیق گونلر گؤرکملی گلسین. سیزه اولو تانریدان جان ساغلیغی دیله ییرم.
    سایقیلارلا.
    پرویز شاهمرسی
    پاسخ:

    سلاملار

    عزیز و بؤیوک اوستاد، سیزه جان ساغلیقی و یازار قلم آرزولاییرام.

    ائله بو بؤیوک دیلکدی.

    اوزاقدان باغریما باسیب اؤپورم سیزی.

  • قلئی چی مورتوض
  • سالاملار دلدار بئی
    دای هردن یردن قوتاریبسان بیزیم ائل فامیله بند ائلیسن آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ سنین بو یازیق بچارا یزیدینن ابن ملجم مرادی نین زادانین ایشین اولماسین باخخخخخخخخخخخخخخخخخ آخی جانیم داوادا گرک آدامین بیر یرینن ویراساندا ائله 1340 ائلدی دئیرسیز یزید بئله ویردی آقا ائله یخیلدی جانی چیخمیش راهاند قالیدی کابلا یزیدده اون و ویرمییادی
    اوناندا گئشدی ایندی چیلله گئجه سیدی  آراز موعلیم هاممینی یغیب وبلاگدا قوناق لیق وئرر بس سن هارداسان

    هممشه کی کیمین دوری آخارلی یازیزدان ذوق آلدیم ضییالی قارداشیم چوخ ساق اول
    پاسخ:

    سلاملار

    بیر کلمه سنه قوربان اولوم دییه بیللم.

    اؤپورم سنی.

  • دوکتور جئری
  • خوش گؤردوک

    چوخ گؤزل یئددی دره‌نین سویونو بیر یئره ییغمیشسینیز...بگندیم...

    اوغرو آدی چوخدان دیر سؤزلوکلردن سیلینیب ؛ایندی اوغرویا زیرنگ دئییرلر..میللتین چوخونلوغودا زیرنگ اولماق ایسته‌ییر...

     زیرنگ‌لیکده بیر قباحت،بیر کؤتولوک گؤرورسونوز مو یئددی دره‌نین سویونو بیر یئره ییغمیشسینیز؟!

    بئله کی گؤرونور چیلله گئجه‌میز چوخ..چوخ...چووووووووخ اوزوندور... گؤره‌سن دان یئری سؤکوله‌جک‌می بو گئدیشله؟...

    پاسخ:

    سلاملار

    دوکتور جئری جنابلاری اوستاد شهریار آغازاده لرین و زیرنگ لرین دیلیندن دئییب؛

    دان اولدوزو ایستر چیخا گؤز یالواری چیخما!!!

    او چیخماسادا ( وای گونوموز اولدو قارانلیق )

    یوز یاشایین بو اوجوزلوق ایللرده!!!

  • ولی محمد پور
  • خیلی خیلی خیلی قشنگ بود از دورا دور دستانت را می بوسم. شاد باشید

    پاسخ:

           سلام  رفیق شفیق

    به جان هر دو تامان از اینگونه ابراز محبت ها شدیدا شرمنده می شوم.

    نظر شما زیباست و همه چیز را نغز می بیند.

    ممنونم و شرمنده.

    با عرض سلام بر شما آقای دلدار میخواستم یه چیزی درخواست کنم
    میدونم که وقتتان بسیار تنگه ولی از شما میخواستم که لطفا کتاب های عمومی که میخونین (رمان و ...)لطفا برداشتتون از اون کتاب ها رو بنویسین یا مثلا تحلیل کنین کتاب رو چون اولا ما هم تشویق میشیم که کتاب رو بخونیم و ثانیا اینکه از کتاب هایی که میخونیم سعی میکنیم برداشت و استفاده بیشتری(مثل شما بکنیم.
    مرسی
    پاسخ:

           سلام

    در صورت امکان حتما.

    ممنونم.

    فوق العاده هش.بابابولارنمنه دی یازمیزسان 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی