اندیشه

فرهنگی، ادبی، تاریخی، هنری، طنز

اندیشه

فرهنگی، ادبی، تاریخی، هنری، طنز

اندیشه

درباره مدیر:
میر حسین دلدار بناب
متولد 1346 بناب مرند
پژوهشگر

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱ آذر ۹۶، ۰۱:۰۹ - محمد
    ریدی
پیوندها

یکی بود یکی نبود

يكشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۲، ۰۷:۲۱ ب.ظ

یکی بود یکی نبود

یکی بود اما انگار نبود. یکی بود اما بود و نبودش یکی بود. یکی بود بودنش، بودن بود. یکی بود اما وقتی نبود آن وقت معلوم بود که کی بود! یکی نبود اما انگار که همیشه بود!

بعضی ها فقط یک اسم هستند! یک نام و عنوان هستند! یک پست و مقام هستند! مبلغی پول و چک و ارز و سکه هستند! پوچ و توخالی! مثل یک حباب! نه حتی کمتر از یک حباب!

بعضی ها تا هستند به چشم می آیند، اما وقتی نیستند گویی هیچ وقت نبوده اند! بعضی ها تا هستند به چشم نمی آیند اما به محض اینکه رفتند، جای خالی شان برای همیشه احساس می شود...

نمی دانم هر کسی برای بودن ملاک و معیاری دارد. بعضی ها بودنشان در پست ها و عناوینشان است، وقتی هم از دستشان بدهند گویی از درون تهی می شوند. احساس پوچی می کنند! حق هم دارند، چون غیر از عنوان و مقام ظاهری شان چیزی ندارند. بعضی ها به ظاهر چیزی ندارند اما در واقع همه چیز دارند! پول و پله و پست و مقام و عنوان ندارند، اما دلشان به وسعت دریاست! سینه شان به فراخی دشت است! چشمشان به سیری عنقاست! نگاهشان به بیکرانی کهکشان هاست! شور و شیدایی و وجد و سرورشان به بی منتهایی اندیشه ی خداست...

در چند ماه گذشته شاهد پر کشیدن عزیزان بسیاری بوده ام؛ دکتر احمد محدث، دکتر بهمن سرکاراتی، دکتر رضا انزابی نژاد، دکتر حسن حبیبی و...از اقوام و خویشان و آشنایان...

با هر کدام از این عزیزان نسبتی داشته ام، شاگردشان بوده ام، نسبت روحی و فکری داشته ام، قوم و خویش بوده ام، و هر کدام در عرصه ی فکر و ادب و اندیشه برای خود یلی بوده اند، مرگشان نیز بسیاری را متاثر کرده است...

در این میان سخن از کسی می گویم که عمری به فرهنگ و ادب مردم خدمت کرد، بی آنکه قدرش شناخته شود! بی آنکه خودش دغدغه ی قدرشناسی از طرف کسی را داشته باشد! عمر نسبتا کوتاه خود را با کتاب به سر برد! جوانی اش را به راه کتاب سپری کرد! به ظاهر دست فروشی بیش نبود! اما بسیار فراتر از آن چه می نمود بود! از بس قوطی کتاب های سنگین جا به جا کرد به دیسک کمر مبتلا شد اما خم به ابرو نیاورد! به رغم سواد کلاسیک کمش کتاب شناسی خبره شده بود و دوای درد هر کسی را از نگاه و کلامش می فهمید! و چه با شوق و ذوق از کتاب های تازه یافته اش با مشتری یان همیشگی اش می گفت! هر کتاب نایابی برای او یافتنی بود! کافی بود نام کتاب و نویسنده را برایش بگویی!!!

اکنون او در میان ما نیست! به قول شهریار بزرگ؛ افسوس قضا ووردی خزان اولدی باهاری!

او کسی نبود جز شادروان اکبر فرتوت. کسی که عمر و جوانی اش را در راه کتاب و فرهنگ و اندیشه گذاشت، بی آنکه ادعایی داشته باشد و بی آنکه قدرش شناخته شود! افسوس که همه او را فقط به عنوان یک دست فروش می شناختند! دست فروشی که به تنهایی بیش از تمام کتاب فروش های شهر کتاب به دست علاقمندان رساند! به ضرس قاطع می توان گفت: اکنون در شهر ما کتابخانه ای نیست که وامدار کتاب های او نباشد و از کتاب های آن دست فروش عزیز در قفسه هایش نباشد...

یکی بود اما وقتی نبود...  

  • میر حسین دلدار بناب

نظرات  (۱۱)

درود ، زیبا نوشته ای ، همیشه به دوستان میگویم بادبادک نباشید که به سوزنی بادش خالی میشود !
شاد باشی
پاسخ:
سلام
ممنون از لطفتان.
سلام استاد عالی بود لذت بردم
پاسخ:
سلام
ممنون از لطفتان.
سالاملار دلدار بئی لی قارداشیم الیم گلنن قولوقدا وارام گلدیز گوره مینتدارام سیزه حورمتلی قارداشیم
پاسخ:
سلام
سیزی یاشایین.
بلکه ده گله جکده گوروشدوک...
آقا ئلمان را به درد آوردید . این قصه همیشگی اهل هنروادب است البته دراین سرزمین.
  • تورکجه طنزلر
  • دلدار بناب جنابلار یامان درده گتیردی منیم قلبیمی بو دردلی یازینیز. ساغ اولون
    پاسخ:
    سلام
    سیز ساغ اولون.
    نئیله مک بلکه طبیعت اوزی نامرده گون آغلار...
  • پاشا موغانلی
  • سالام اوستاد.چوخ گوزل.یاشاسین.
    بیر کمک! قالبهای شعر تورکی(جامع) آختاریرام...
    پاسخ:
    سلام
    ساغ اولون.
    قالیب اوچون ائلچی بی دن سوروشون. باغلانتیلاریمدا وار.
    یئنه ده خیدمتده وارام.
    سلام استاد عزیز
    یادم میاد دو سه کتاب برام معرفی کرده بودید که تنها  مرحوم اکبر واسم گیر اورد 
    خیلی ناراحت شدم اما با قلم شما خیلی آروم شدم  
    روحش شاد
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم. کاش قبل از آن که دیر شود، قدر همدیگر را بدانیم!!!
  • شاعرشنیدنی ست
  • سلام کاش همه اهل هنر  ادب مثل شما قدرشناس باشند و برای شناساندن صاحبان و زحمتکشان ادب این مملکت کمی تلاش کنند
    بعضی ها هستند که اگر نباشند یک تکه از تاریخ هم نیست! خدایش بیامرزد
    ای چرخ فلک خرابی از کینه توست!
    به روزم
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم از لطفتان.
    مثل همیشه عالی بود. دست مریزاد.خدا رحمت کند اکبر را جایش بسیار خالی می آید....
     چند کتاب خوب از او به یادگار دارم.
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم که هر از گاهی یادم می کنید و شادم می کنید.
    هرچه خاک آن مرحوم است بقای عمر شما و دوستان فرهیخته باد.
  • گرگرلی آراز
  • سلاملار آمیر حوسین جنابلاری

    بیر گون  بیر معللم یله  هم سفر اولموشدوم منه آچدی دئدی: محمدعلی سیزیله دیپلم آلاننان  بیر داستان کیتابی اوخومامیشام  او بو سوزو اون بشیل موندان قاباق دئمیشدی  او زامان دییه نده اون آلتی ایل  دیپلم آلماغیمیزدان سوووشوردو!!!!گولمه لی سی بوراسیندایدی کی  اوزو  بیرینجی صینیفه درس دئیردی !!!ایندی بو سوزدن سونرا  اکبر عمینین الیندن اوببه لییک یا یوخ ؟

    پاسخ:
    سلاملار
    من کی ائلنچی کیمسه لره معللیم دئمه رم. اونلار معللیملیگی اوغورلاییب لار.
    منجه سیز اوزوز بیر یاخشی معللیمسیز.
    وار اولسونلار دوزگون معللیملر و من اونلارین اللرین اوپورم.
    درود

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی